سيد محمد باقر برقعى

4083

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

دوش ياران خبر از سوختنش آوردند 200 * دوشم آن زلف سمن‌ساى تو بر ياد آمد 1251 دوشم به اشك و ناله و غم تا سحر گذشت 1885 * دوشينه بر دو قطرهء اشكم جگر بسوخت 1198 دوشينه به رهگذار ديدم 1220 * دوشينه چو از باده شدم مست و خراب 1037 دوشينه چون كشيد شه زنگ ، لشكرا 2764 * دوشينه فتادم به رهش مست و خراب 2766 دوشينه كه حيران به سر راه تو بودم 541 * دوشينه كه سرمست در آغوش تو بودم 3757 دولت عشق بنازم ، كه ز هر در كه درآيد 433 * دولت نادان به روزگار نپايد 3176 دهر با دلدادگان گويى سر يارى ندارد 1405 * دهون ويرون و شهر از ده بتر بو 903 دى از رهى گذشتم و ديدم به گوشه‌اى 2919 * دى گفت به من بگريز ، از ناوك خون‌ريزم 2279 دى گفت رفيقى كه تو را شاعرى از كبر 1086 * دى گفت مىفروش ز چون و چرا مپرس 1693 ديبا به تنم كند ، خدا مىگويم 856 * ديد عورى مردمى آراسته 2058 ديد مردى به خواب شيطان را 321 * ديدار رخت روح‌فزا خواهد بود 168 ديدم امروز پيرمردى را 875 * ديدم به بصره دختركى اعجمىنسب 593 ديدم به كوچه ، صبح ، يكى پير خاركن 960 * ديدم چو روى آن بت زيبا در آينه 2605 ديدم زنى ، به راه كه از رسم و راه او 710 * ديدم كه چكيد خوشهء پروينم 1867 ديدم همان فسونگر مژگان سياه بود 1878 * ديدمت ، وه چه تماشايى و زيبا شده‌اى 2094 ديدمش باز چه زيبا و دلاراست هنوز 276 * ديدن آنچه در آن‌سوى زمان پنهان است 3471 ديدن روى تو آشفته و حيرانم كرد 2413 * ديده ازبس‌كه به گوش دل من نجوا كرد 817 ديده برهم منه امشب ! كه نه وقت خواب است 492 * ديده حق را ، هركه ديد اى ماه رخسار تو را 2597 ديدهء دولت چو تويى كور به 362 * ديده و دل به راه او دارم 1092 ديده‌اى اينكه در شب تاريك 1811 * ديده‌اى بر رخ گل ، شبنم غلطان ز نسيم 3058 ديده‌اى نيست نبيند رخ زيباى تو را 342 * ديدى آخر آن صنم سيماى سنگين دل چه كرد ؟ 773 ديدى آخر با من مسكين چه كرد آن دلبر من ؟ 1712 * ديدى اى دل كه دگر يار ز ما ياد نكرد ؟ 773 ديدى اى ماه ! كه شمع شب تارم نشدى 3058 * ديدى دلا ! كه دور گل ارغوان نماند 406 ديدى فلك چگونه زمينگير مىكند 2988 * ديدى كه درد عاشق ، هرگز دوا ندارد 2987 ديدى كه نگشت حل ز صد مشكل ما 2988 * ديدى كه يار رفت و به ما اعتنا نكرد 879 ديدى كه يار يادى از اين بينوا نكرد 178 * ديرتر آمدى و زودتر از من رفتى 2361 ديريست رفيقان ! خبر از يار ندارم 3422 * ديريست كه از اين دل شوريدهء شيدا 2824 ديشب از آتش دل تا به سحر جان مىسوخت 2987 * ديشب اى دوست به كوى تو دلى آوردم 1059 ديشب اى نازنين مه‌سيما ! 2846